جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
574
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
هانرى پنجم پادشاه اسپانيا و امپراطور آلمان و پسرش فيليپ دوم در تاريخ اروپا ، و « بسر بن ارطاة » « 1 » و « زياد بن ابيه » « 2 » و « عبيدالله بن زياد » « 3 » و « حجاج بنيوسف » « 4 » و « مسلم بن عقبه » « 5 » و خونخواران « مماليك » « 6 » و تركها در تاريخ شرق ، كس ديگرى را سراغ ندارم ! از ميان آن سه نفر در اسپانيا ، توركيماد را بهتر معرفى مىكنيم : او
--> ( 1 ) . بسربن ارطاة را معاويه مأمور ساخت كه به چپاول بپرداز و او بههمراهى پنج هزار نفر از سربازان معاويه مكه و يمن را تاراج و كشتار وحشيانهاى راه انداخت و كودكان را هم از مرگ معاف نكرد ( كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 153 و تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 173 و النصائح الكافية لمن يتولى معاويه ، ص 54 و مروج الذهب مسعودى ، ج 3 ، ص 66 ) او بعدها از طرف معاويه فرماندار بصره شد و به آزار و شكنجه و قتل شيعيان پرداخت ( العقدالفريد ، ج 1 ، صص 119 و 120 و مطالب السئول شافعى ، ص 33 ) . م ( 2 ) . ابن زياد كه از عمال بنىاميه بود ، شمشير را كشيد و با كوچكترين سوءظن مردم را بهقتل رسانيد ( كامل ، ج 3 ، صص 179 و 183 و شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد ، ج 4 ، صص 66 - 76 و تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 209 ) وى كشتارهاى وحشيانهاى راه انداخت و حتى در يك شب 700 نفر را در بصره به قتل رسانيد ( ابن ابىالحديد ، ج 4 ، ص 76 ) . م ( 3 ) . ابن زياد در سال 54 از جانب معاويه حاكم خراسان شد و سپس به فرماندارى بصره منصوب گرديد و در زمان يزيد هم بهحكومت بصره و كوفه رسيد . . . او چون شيعيان را مىشناخت ، آنان را يكى پس از ديگرى مىكشت و دست و پايشان را قطع مىكرد ( ابنابىالحديد ، ج 3 ، ص 5 ) . م ( 4 ) . حجاج در سال 75 از طرف عبدالملك بن مروان ، حاكم عراق شد . . . به اندازهاى از صحابه و بزرگان كشت كه به شماره نمىآيد ( تاريخالخلفاء ص 147 ) و عده مقتولين بهوسيله وى در حال جنگ به 000 ، 120 نفر بالغ گرديد ( التنبيه الاشراف مسعودى ، ص 274 ) و هنگامى كه مرد در زندانهايش 000 ، 50 نفر مرد و 000 ، 30 نفر زن زندانى بود در اين زندانها آب را با خاكستر نان كرده و به زندانيان مىدادند ( براى تفصيل مطلب به مروجالذهب ، ج 3 از صص 131 تا 150 مراجعه شود ) . م ( 5 ) . مسلم هم از قماش جنايتكاران سابقالذكر بود براى احتراز از تفصيل در اينجا ، توضيح بيشترى داده نمىشود ، به تواريخ مراجعه شود . م ( 6 ) . درباره مماليك به پاورقىها در بخش اول همين كتاب ، رجوع شود . م